پيروزي در نبردهاي فردا در گرو پيروزي در نبردهاي امروزست!

رهنمود هائي براي تداوم و گسترش مقاومتهاي توده اي

 

  مردم در ابعاد وسيع پا به ميدان مبارزه گذاشته اند و زنگ سرنگوني رژيم منحوس جمهوري اسلامي به صدا در آمده است. در چنين شرايطي نه تنها ضروريست كه ديد واضح و صحيحي از اهداف كوتاه مدت و درازمدت مبارزه خود داشته باشيم بلكه همچنين لازمست كه ديد روشن و درستي از روشهاي دست يابي به اين اهداف هم كسب كنيم. لازمست مبارزه هر مرحله را با اتخاذ شكل هاي  مبارزاتي مناسب و ايجاد تشكلهاي مناسب پيش ببريم و دشمن را قدم به قدم به عقب برانيم و زمينه را براي نبردهاي سرنوشت ساز آتي فراهم كنيم.

  رهنمودهاي زير برپايه تجارب مبارزات اخير و نيازهاي عيني اين مرحله از مبارزات مردم تهيه شده است. ما  از كليه فعالين در صحنه و نيروهاي انقلابي مي خواهيم كه با اتكا به تجارب گذشته و جمعبندي از ابتكارات و خلاقيتهائي كه توده ها در خيزشهاي اخير از خود نشان داده اند اين رهنمودها را كاملتر كنند و كمك كنند تا  فراگير شود.

 

1- پيش بسوي تشكيل کانونهاي    هماهنگي مبارزات دانشجوئي و مردمي

  هيچ خيزش توده اي بدون داشتن تشكيلات و رهبري تداوم نمي يابد. مهمترين ضعف خيزش كنوني فقدان رهبري است؛ فقدان نهادها و تشكلاتي است كه بتوانند آنرا هدايت كنند. امروزه با تشكيل «کانونهاي هماهنگي مبارزات دانشجوئي و مردمي» مي توان به اين نياز پاسخ داد. کانونهائي كه از آگاه ترين، مبارز ترين، جسورترين و قابل اعتمادترين افراد تشكيل شده باشد. تشكيل چنين کانونهائي بدور از چشم عوامل دشمن در هر دانشگاه، دبيرستان، محله، كارخانه و روستا ضروريست. اين کانونها با گردهم آمدن چند نفر رفيق و همرزم تشكيل مي شوند و از طريق شبنامه يا دهان به دهان به مردم محيط خود رهنمود مي دهند كه چگونه مبارزات را بطور جمعي پيش ببرند و اخبار و تجارب مبارزات نقاط ديگر را به اطلاع مردم مي رسانند. در واقع كار اين کانونهاي عملياتي اين است كه مقاومتهاي مردمي را سازمان دهند و آنرا هدايت كنند. امروز در سطح كوچك و ساده و به مرور در سطوح پيچيده تر و عاليتر. در سر لوحه فعاليتهاي اين کانونها بايد اين شعار قرار داشته باشد كه «قدرت از آن مردم است»؛ «اين مردمند كه شايسته حكومتند و توانائي آنرا دارند، حكام كنوني امتحان خود را پس داده اند، گورشان را بايد گم كنند»؛ «ما منجي و قيم داخلي و خارجي نمي خواهيم». دانشجويان مبارز كه با جرات و جسارت جرقه مبارزات سياسي اخير را زدند و آنرا به حريقي در سراسر كشور تبديل كردند مي توانند و بايد در ايجاد چنين کانونهائي پيشقدم و پيشرو باشند. آنان نه تنها مي توانند در محيط دانشگاه ها براي ايجاد کانونهاي رهبري كننده جنبش دانشجوئي تلاش كنند، بلكه در محيط مدارس و شهرستانهاي خود نيز مي توانند به ايجاد هسته ها، كميته ها و کانونهاي رهبري كننده انقلابي ياري برسانند.

  هر يك از اين نهادها مي توانند به نسبت نيرو و سطح تكامل خود برخي از وظايف زير را انجام دهند و در جريان انجام آنها كم كم در عمل به کانونهاي رهبري كننده يا هماهنگ كننده جنبش دانشجوئي، مبارزات مردم يك محله، يك مدرسه، يك كارخانه، يك بيمارستان، يك منطقه يا يك شهر  و غيره تبديل شوند. وظايف اين کانونها ميتواند اين باشد:

1.     هنگام براه افتادن مبارزات توده اي، ارائه رهنمودهاي عملي براي تقويت و ادامه دار كردن آن. ارائه به موقع تاكتيكهاي مبارزاتي همچون تمركز و پخش نيروها براي انجام تظاهراتهاي موضعي،كشاندن به موقع صحنه هاي نبرد هاي شبانه از خيابانها و ميدانها به محلات و بالعكس؛ شعار نويسي و غيره.

2.     تدوين سياست براي مقابله با اقدامات سركوبگرانه رژيم. مثلا  اگر رژيم دانشگاه ها را مي بندد تا مانع از گسترش مبارزه دانشجوئي و پيوستن مردم به دانشجويان شود، کانونهاي دانشجوئي مي توانند به دانشجويان در مورد ضرورت مبارزه براي باز نگاه داشتن دانشگاه ها فراخوان دهند و روشهاي مبارزاتي مناسب ارائه دهند.

3.     جمعبندي از ابتكارات و خلاقيتهاي مبارزات توده اي در خنثي كردن روشهاي سركوب دشمن و رساندن آن به اطلاع مردم از طريق شبنامه و غيره. وقتي در يك نقطه توده هاي مردم روشهاي مبارزاتي جديدي را ابداع مي كنند بايد خبر آن را به بقيه رساند. مثلا زنان در برخي از رزمهاي شبانه روسري از سر برداشتند و بدون روسري در صحنه مبارزه حضور يافتند. يا جوانان و نوجوانان نيروهاي امنيتي لباس شخصي را در پس كوچه ها گير انداخته و موتورهايشان را به آتش كشيدند. فراگير كردن اين شکلهاي مبارزاتي بسيار مهم است. 

4.     كمك به ايجاد تشكلات رزمي مانند دسته هاي رزمنده جوانان براي مقابله با اوباش دشمن، دسته هاي رزمنده زنان براي دفاع از خود، دسته هاي رزمنده كارگران براي دفاع از كارخانه و اعتصاب ها  و غيره.

5.     ايجاد شبكه خبر رساني مبارزات مردم به يكديگر با صد تدبير و به صد طريق

6.     ايجاد همبستگي ميان مردم از طريق فراخوان به مردم كه از مبارزات  مختلف حمايت كنند. مثلا وقتي خانواده هاي زندانيان سياسي در مقابل اوين جمع مي شوند تا از وضع دلبندان خود مطلع شوند يا به زنداني شدن آنان اعتراض كنند، رفتن به مقابل زندان اوين و همدردي با خانواده هاي زندانيان سياسي يك شكل مبارزاتي بسيار مهم است. وقتي كه كارگران بخاطر حقوق هاي معوقه خود تحصن مي كنند، رفتن دانشجويان به ميان اين كارگران و سد ايجاد كردن در مقابل تعرض اوباشان رژيم به كارگران، يك شكل مبارزاتي بسيار خوب است. حركت هاي ديگر كه همبستگي ميان مردم را نشان ميدهد همچون اعزام گروههاي همبستگي متقابل به دانشگاهها، به محلات، به كارخانه و به مناطق ملل تحت ستم. همه و همه به مقتضاي شرايط و ضروريتها مي توانند بكار گرفته شوند.

7.      جمع آوري اسامي بازداشت شدگان و جانباختگان و انتشار آنها در سطح گسترده. 

8.     ايجاد صندوقهاي جمع آوري كمك مالي براي تداوم مبارزه و كمك به خانواده هاي بازداشت شدگان و جانباختگان خيزشهاي اخير.

9.     ايجاد كانون هاي مبارزه ادامه دار مانند تجمع خانواده مبارزيني كه در مبارزه عليه جمهوري اسلامي رژيم جان باختند؛ دست زدن به تلاش جمعي براي بر پا كردن بناهاي يادبود بر مزار جانباختگان. مانند بر پا كردن بناي يادبود در خاوران و آمل و در شهرهاي مختلف بر سر مزار جانباختگان خلق.

تنها با ايجاد و به هم پيوستن چنين کانونهائي است كه مي توان به معضل فقدان تشكيلات و رهبري در شرايط كنوني و نياز مردم به اتحاد گسترده پاسخ داد. مردم به نيروي خويش اعتماد و باور كرده اند. آنان به قيم و منجي نياز ندارند. نياز به رهبري و تشكيلاتي دارند كه از ميان خودشان برخاسته باشد. فقط كساني كه به نيروي خود و مردم اعتماد ندارند دنبال كاوه و اسكندر در داخل و خارج از كشور مي گردند. ما نه كاوه مي خواهيم كه شاهي را بردارد شاهي ديگر جايش بگذارد نه اسكندري چون امپرياليسم آمريكا كه نوكري را بردارد نوكري ديگر بجايش بگذارد. ما مي خواهيم قدرت از آن مردم باشد. هر چقدر مردم گسترده تر و عميقتر،  قاطع تر و رزمنده تر و آگاهانه تر و سازمانيافته تر به مبارزه عليه جمهوري اسلامي برخيزند؛ و هر چقدر كمونيستهاي انقلابي بتوانند با چنين کانونهائي پيوند بخورند و افق و اهداف عالي پيشاروي آنها قرار دهند، زمينه براي شكل گيري رهبري حقيقتا انقلابي بيشتر فراهم مي شود.

 

2- پيش بسوي در هم شكستن طرحهاي سركوبگرانه جمهوري اسلامي

تنها با به شكست كشاندن يك به يك طرحهاي سركوبگرانه دشمن ميتوان زمينه مساعدي را براي گسترش مبارزه و ارتقاء آن به سطوح بالاتر فراهم كرد. پيكارهاي بزرگي در راهست و بايد براي مقابله با وحشيگريهاي گوناگون رژيم آماده شد. نبردهاي امروز مدرسه جنگي است براي جنگهاي بزرگتر و نابودي قواي اصلي سركوب يعني ارتش و پاسداران. يعني براي جنگ درازمدت خلق كه تنها راه رهائي است. هر چقدر نبردهاي امروز را با موفقيت به پيش ببريم، آمادگي بيشتري براي نبردهاي تعيين كننده فردا كسب خواهيم كرد. امروزه خنثي كردن و بي اثر كردن طرحهاي مشخص دشمن گام تعيين كننده اي براي گسترش مبارزه است. 

  مائو رهبر طبقه كارگر جهاني زماني گفت: «خودت را بشناس، دشمن را بشناس صدبار مي جنگي و به خطر نمي افتي. » 

  در اين مرحله، رژيم به دستجات فاشيستي انصار حزب الله و لباس شخصي ها كه نود درصد آنها از اعضاء نيروهاي انتظامي در لباس مبدل هستند، اتكاء مي كند تا مانع گسترش جنبش مردم شود. اين دستجات مستقيما تحت هدايت وزرات اطلاعات و ارگانهاي مخفي سركوب هستند و نيروهاي انتظامي رسمي در درگيري ها خياباني مستقيم و غير مستقيم از آنان حمايت مي كنند. دستجات انصار حزب الله مركب از رذل ترين، فاسد ترين، كثيف ترين عناصر جامعه هستند و در چند ده دسته پنجاه نفره تحت رهبري هيئت موتلفه اسلامي و نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي رژيم سازمان يافته اند. هسته اصلي حمله كنندگان به تظاهراتهاي توده اي را اينان تشكيل مي دهند. آنان همراه با نيروهاي بسيج محلات كه از عقب مانده ترين و فرصت طلب ترين افراد هر محل تشكيل شده اند و عمدتا نقش هوراكشي براي انصار را بر عهده دارند، به تظاهراتها حمله مي كنند. شيوه آنها كه غالبا موتور سوار هم هستند اينگونه است كه ناگهان به تجمعات توده اي يورش مي آورند و چند جوان را از ميان جمعيت مي دزدند و پس از ضرب و شتم وحشيانه تحويل نيروهاي انتظامي مي دهند و اينگونه با ايجاد جو ارعاب مردم را پراكنده مي كنند.

وجه ديگر شيوه سركوب رژيم، شناسائي فعالين و شركت كنندگان در تظاهراتها  از طريق فيلم برداري و كسب اطلاعات از طريق جاسوسان و سپس دستگيري آنها است.

جنگ و گريزهاي اخير نشان داد هر آنجائي كه دانشجويان و مردم ابتكار عمل به خرج دادند و شيوه هاي مناسب بكار بردند توانستند از پس اين باندهاي كثيف و شيوه هاي جنايتكارانه شان برآيند و جواب درخوري به آنها بدهند. مسلما اين روشهاي مردمي بايد كارآمدتر، سازمانيافته تر و همه گيرتر شود تا بتوان انصار حزب الله و نيروهاي انتظامي شخصي پوش را از دور خارج كرد. براي اينكار بايد هزينه شركت اعضاي انصار در چنين سركوبهائي را بالا برد و از اين طريق بسيجي هاي متزلزل را متفرق كرد و بر دل پايه هاي اندك رژيم خوف انداخت.

كارهائي كه مي توان با اتكاء به مردم انجام داد:

10. بايد نيروهاي امنيتي و انصار حزب الله و پاسدار شخصي پوش را شناسائي كرد و در سطح وسيع اسامي و تصاوير شان را پخش كرد. نوشتن اسامي آنها بر ديوارهاي محلات و درج در سايتهاي اينترنتي از جمله روش هاي شناساندن آنهاست. بهترين كار يافتن محل زندگي آنان و نوشتن اسامي شان بر ديوار محل زندگيشان است.

11. بايد به شيوهاي گوناگون عرصه را بر اعضاي بسيج محلات و جاسوسان هر اداره، كارخانه و محله و دانشگاه و اعضاء حراست تنگ كرد. نگذاشت آب راحت از گلوي شان پائين رود.

12.  يك روش مبارزه آنست كه تيم هاي 6 - 5 نفره جوانان در محل تظاهراتها بشكل مخفي حضور يابند و زماني كه دسته اي از انصار با حمله به صف مردم چند نفر را محاصره مي كنند، حلقه محاصره بزرگتري دور آنها بكشند و به كمك مردم، دستگيرشدگان را رها كرده و اعضاي انصار  را گوشمالي دهند. اعضاء انصار بايد آنچنان صدمه ببيند كه قادر نباشند در سركوبهاي روز بعد شركت كنند.

13. بايد تحرك بالاي انصار حزب الله را به ضد خود تبديل نمود. آنها با موتور فقط در خيابانها و ميادين اصلي قادر به مانور دادن هستند، در خيابانهاي فرعي، كوچه پس كوچه ها و حتي پياده روها از تحرك زيادي برخوردار نيستند با ابتكار عمل هائي چون كشاندن تظاهراتها به چنين نقاطي مي توان براي آنها دام گذاشت و به حسابشان رسيد.

14.  تا كنون عده اي از جوانان انقلابي هنگام عبور موتورهاي انصار حزب الله به كمك سيمهائي كه از دو طرف خيابان كشيده مي شود، موتورهاي شان را چپه كرده و به آتش كشيدند. اين تاكتيك بسيار موثر است.

15. براي حفظ امنيت شركت كنندگان در تظاهرات، كليه دوربينهاي متعلق به ترافيك شهر را بايد نابود كرد. نبايد گذاشت كسي از صحنه هاي درگيري عكس يا فيلمي بگيرد. تجربه دوره اخير نشان داد كه از بالاي ساختمانها  ماموران رژيم به چنين كاري مبادرت مي كنند. هشيارانه بايد مكان اين ماموران را كشف كرد و آنان را گوشمالي داد. بهتر است، همه در اين درگيري ها با دستمال چهره خود را بپوشانند.

16. كساني كه به كارهاي تبليغي همچون شعار نويسي مبادرت مي ورزند بايد از دستكش استفاده كنند. كساني كه از تلفنهاي همراه براي تماس گيري و سازماندهي نيروها  استفاده مي كنند بايد حافظه تلفنهاي خود را سريعا پاك كنند. طي بازداشتهاي اخير رژيم براي شناسائي فعالين به رنگ ناخن، حافظه تلفنها و حتي اثرات ضرب و شتم بر بدنها توجه كرده است.

17. به ماموران هيچ يك از ارگانهاي سركوب دولتي حتي شهرداريها نبايد اعتماد كرد؛ نبايد فراموش كرد كه شهردار كنوني تهران از عاملين مستقيم قتل دكتر سامي بوده است.

18.  بايد براي انتقال زخمي ها از ماشينهاي شخصي استفاده كرد؛ در مواردي ديده شده كه ماموران اطلاعات با استفاده از پوشش آمبولانسها زخمي ها را به جاهاي نامعلوم انتقال داده اند و از سرنوشت شان اطلاعي در دست نيست.

19.  از طريق سازمان دادن پيك هائي بين محلات گوناگون و خوابگاههاي دانشجوئي مي توان مبارزات را هماهنگ كرد. با ارزيابي از تناسب قوا ميان مردم و ماموران به موقع از شيوه پخش و تمركز نيروها سود جست تا مردم صدمات كمتري متحمل شوند. کانونها بايد به مردم گوشزد كنند كه به رهنمودهاي عملياتي تلويزيونهاي لس آنجلس گوش فرا ندهند. زيرا از مغزهاي ساده و عقب افتاده كساني كه توسط قدرتهاي خارجي اجير شده اند و مزد مي گيرند، سرچشمه مي گيرد. اينهائي كه پشت تلويزيون مانند فرماندهان عمليات رهنمود صادر مي كنند، دلقكان و عروسكهاي خيمه شب بازي هستند كه حتا مورد تمسخر و مضحكه اربابانشان قرار دارند. آنان و اربابانشان بدنبال آنند كه از پوست مردم براي خود لباس عروسي بدوزند. بنابراين اصلا قابل اعتماد نيستند. 

 

3 - مبارزين نسل گذشته بايد بيش از پيش پا به ميدان مبارزه بگذارند

   براي اينكه نتايج ايندوره از مبارزه به نفع مردم و نيروهاي انقلابي تمام شود تجارب و آگاهي نسل قبل با شور و جسارت نسل جديد بايد در هم آميخته شود. متاسفانه بسياري از انقلابيون نسل قديم در صحنه هاي گوناگون پيكار با جمهوري اسلامي و در قتل عامهاي سال شصت در زندانهاي جمهوري اسلامي كشته شدند. فقدان آن ياران يكي از نقطه ضعفهاي بسيار مهم مردم است. رژيم جمهوري اسلامي و امپرياليستها و نوكران سلطنتي آنان سعي مي كنند بحداكثر از اين كمبود مردم استفاده كنند. در اينجاست كه به بزرگي مسئوليتي كه بر دوش آن دسته از رفقائي كه خاطره سرخ ياران و تجارب گرانبهاي نبردهاي سخت گذشته را در دست دارند، پي مي بريم. آنان بايد فعالانه پا به ميدان بگذارند تجارب انقلابي خود را در اختيار نسل جديد بگذارند؛ در ارتقاء آگاهي ضد ارتجاعي و ضد امپرياليستي جوانان مصرانه بكوشند؛ اصول اوليه مبارزه جمعي و متشكل و فنون اوليه مبارزه مخفي را پيگيرانه در اختيار جوانان انقلابي قرار دهند. هنوز تناسب قواي ميان مردم و دشمن بگونه اي به هم نخورده كه امروزه  انتظار آن باشد كه مبارزين نسل قبلي بويژه زندانيان سياسي سابق كه كماكان زير ضرب دشمن قرار دارند بطور  علني در جلوي صف قرار گيرند. اما جوانان محقانه اين انتظار را از مبارزين نسل قبل دارند كه از انجام هر كاري که از دستشان براي متشكل و مجرب كردن توده ها بر مي آيد، كوتاهي نكنند. به تشكيل «کانونهاي هماهنگي مبارزات دانشجوئي و مردمي» و ديگر تشكلات توده اي ياري رسانند، توانائي و دانش جمعي توده ها را براي خنثي كردن طرحهاي دشمن شكوفا كنند. دشمن در شرايط ضعيفي قرار دارد، پيشبرد روشهاي سابق براي پيگرد انقلابيون و سركوب تشكلات انقلابي برايش نه آسان است نه ميسر. جمهوري اسلامي در درياي خشم مردم به محاصره در آمده، محاصره اي كه هر لحظه حلقه اش تنگ تر مي شود. يك بار ديگر مبارزين نسل قبل توسط تاريخ فراخوانده شده اند كه نقش خود را بازي كنند.

  ما  از اين رفقا و همه انقلابيون مي خواهيم كه لحظه را دريابند وقت تنگ است و كارهاي زيادي است كه انجام شان طلب مي شود.