فردا
از آن طبقه ی
کارگر است
(رهایی نوع
بشر با انقلاب
کارگر!)
بازی
فریبكارانه
انتخابات
ریاست جمهوری
با پیروزی از قبل
تعیین شده
احمدی نژاد به
پایان رسید.
مردمی كه طی
دو هفته گذشته
با امید بسیار
و آرزوهای
كوچك به
خیابان آمده
بودند و گمان
می كردند كه
"اینبار فرق
می كند" مبهوت و
سرخورده شده
اند. نیروهای
سازمان یافته
امنیتی و
انتظامی و
جناحی از دستگاه
روحانیت شیعه
كه مهره وقیح
و دروغگوی خود
را طبق نقشه
قبلی دوباره
به حكومت رسانده
اند، در آماده
باش كامل به سر
می برند. اگر
آدم با چشمان
باز به آنچه
در حاشیه
كارزارهای
انتخاباتی می
گذشت می نگریست
و فقط به شور و
شوق ساده
دلانه دختران و
پسران جوان در
خیابان ها
اكتفا نمی
كرد، می توانست
تقلب بزرگ را
پیش بینی كند.
به عوامل
اطلاعاتی
جمهوری
اسلامی
پیشاپیش اطمینان
داده شده بود
كه احمدی نژاد
پیروز انتخابات
است. تبلیغ
شایعه سازان
اطلاعاتی و كسانی
كه از سوی
دستگاه حاكمه
به نظر سنجی
در سطح جامعه
مشغول بودند،
از دو هفته قبل
این بود كه:
"مقام رهبری
با احمدی نژاد
است پس او
حتما برنده
است."
تهدیدهای مقامات
نیروی
انتظامی علیه
برگزاری تظاهرات
های بدون مجوز
كه درست در
آستانه رای گیری
انجام گرفت،
خبر از
سازماندهی چنین
تقلبی می داد.
آیا
آنچه در مقابل
چشم جامعه می
گذرد، سندی دیگر
مبنی بر عدم
مشروعیت
جمهوری
اسلامی است؟
آیا سازشكاران
و مرتجعان
"دمكرات" شده
ای كه ذهن مردم
را طی چند
هفته گذشته
بمباران
كردند و تعداد
بسیار زیادی
را به امید
تغییر به پای
صندوق های رای
كشاندند،
امروز حرفی
برای گفتن
دارند؟
واقعیت اینست
كه نظام حاكم مثل
همیشه برنده
انتخابات بود.
شركت گسترده مردم،
به حساب
مشروعیت نظام
نوشته شد. این
هدف اصلی از برگزاری
بازی
انتخابات بود.
قانع كردن و
یا واداشتن
توده های ناراضی
به شركت در
این بازی
ارتجاعی،
نكته مشتركی
بود كه نه فقط
جناح های
مختلف جمهوری
اسلامی بلكه
قدرت های
امپریالیستی
نیز موافقش
بودند. به
مردمی كه
مدتها بود اعتماد
و اطمینانی به
دستگاه حاكمه
نداشتند، این
فریب را
قبولاندند كه
نه فقط مجبورید
از بین بد و
بدتر یكی را
انتخاب كنید،
بلكه خوشحال
باشید كه
اینبار "بد پیروز
خواهد شد"! کافیست
به تبلیغات سه
هفته گذشته
«صدای آمریکا»
و «بی بی سی
فارسی» دقت
کنید که چگونه
دست در دست
رژیم اسلامی
در تنور
انتخابات
دمیدند و مردم
مردد و بی
اعتماد را
متقاعد کردند
که با دخیل
بستن به حرم
موسوی و کروبی
می توان وضع
را بهتر کرد. و
همین رسانه
های امپریالیستی
را ببینید که
بعد از انتشار
نتایج آراء،
حالا با تمام
قوا می کوشند
که جوانان
خشمگین را از
اعتراض و شورش
باز دارند.
آیا نفوذ تفکرات
سازشکارانه و
سیاست های
توهم آفرین در
میان مردم
آنقدر بوده که
نیروی اعتراض
را اخته کند و
آتش مبارزه
علیه این
مستبدان وقیح
را فرو نشاند؟
همه
این وقایع اگر
هیچ فایده ای
برای توده های
مردم نداشته
باشد این نفع
را دارد که به
توهم و خوشخیالی
ضربه می زند. جوانانی
که روز و شب
شعار می دادند
و می خواندند
و می رقصیدند
و امید به
شکافتن دیوار
ستم و استبداد
را داشتند،
آیا به این
بیدادگری
گردن خواهند گذاشت؟
و در این
میان، سوال ما
از کارگران
مبارز و
فعالان آگاه
مرتبط با جنبش
کارگری اینست
که آیا با در
حاشیه ماندن می
توان پیشتاز و
پرچم تحولات
جامعه بود؟
موضع گیری های
پراکنده و گاه
مبهم و غیر صریحی
که اینجا و
آنجا به نام
تشکل ها و
فعالان
کارگری علیه
مضحکه
انتخابات
انجام گرفته،
به هیچ وجه
کافی نیست.
باید حساسیت
اوضاع را درک
کرد و هر چه
سریعتر
شعارها و
سیاست های
مناسب و صحیحی
را تدوین کرد
و به محیط های
مختلف کار و
اقامت توده ها
برد؛ به
خیابان برد.
باید بار دیگر
این حقیقت اساسی
را با صدای
رسا در سراسر
جامعه، در
میان بهت و
سرخوردگی
عمومی فریاد
کرد که: تنها
امید
ناامیدان،
انقلاب است!
فردا از آن طبقه
کارگر است!
23 خرداد 88